|
من یک آدم معمولی ام !
|
||
- چرا !؟
- واسه اینکه حتی یه لحظه هم یا خودت تنها نشی و فکر نکنی ! ! !
تو بحبوحه کنکور سال ۷۸ با خودم قرار می ذاشتم که مثلاْ تا ساعت ۸ فکر کنم و بعد درس بخونم !
حالا چی ؟
1- نمي دونم ، ولي گمونم يه جايي خوندم (اگزيستانسياليسم )كه آدمها كساني نيستند كه ميگن بلكه اوني هستن كه عمل مي كنند ! خب اين حرف منو وادار به فكر كردن ميكنه ! چرا ؟ چون من زيادتر از اوني كه عمل كنم حرف مي زنم !!
2- هر آدم جديد ، يه افق جديده ! آشنا شدن با آدمهاي جديد ، كنش و واكنش هاشون در شرايط متفاوت ، يك گام منو به خودم نزديك مي كنه ! چه چيزي قشنگ تر از اين ميتونه باشه ؟
|
|